صادق آئينه وند
126
ادبيات سياسى تشيع ( فارسي )
بررسى اجمالى روزگار شاعر روزگار هارون بن هادى ، معروف به رشيد ، دوران طلايى نام گرفته است . مضافا بر اينكه اين عصر ، همزمان ، هم عوامل ضعف و هم عوامل قدرت را به همراه داشت . اين عوامل بيشتر ناشى از عملكرد هارون بود . 1 در روزگار خليفهى پيش از او ( هادى ) بحران شديد حاصل از سركوبى قيام معروف حسين بن على حسنى ، فرماندهى عمليات و رهبر انقلاب « فخ » ، به اوج خود رسيد و عكسالعمل شديد آن ، خلافت رشيد را هم در برگرفت . رشيد با شروع خلافت با انقلابيون علوى از جمله ، يحيى بن عبد اللّه حسنى ، كه « شورش ديلم » را رهبرى مىكرد ، روبرو شد . امام موسى كاظم ( ع ) را نيز به سبب تأييد واقعهى فخ و ارتباط با آن و ترغيب مردم به حمايت از آن به زندان افكند ، تا در سال 173 هجرى ، بر اثر شكنجه و طول زندان ، امام ( ع ) به شهادت رسيد . گذشته از انقلابهاى علوى ، شورشهايى نيز از جانب خوارج در روزگار اين خليفه به وقوع پيوست كه از جمله مىتوان شورش عبد السّلام اليشكرى را در عراق به سال 160 هجرى ، و يوسف البرم را در خراسان ، در همين سال نام برد . در موصل ، ياسين موصلى عليه حكومت قيام كرد ، ولى به زودى سركوب شد و پس از او حمزة بن مالك خزاعى به سال 169 هجرى در جزيره علم مخالفت برافراشت . 2 پس از كشته شدن امين ، به سال 198 ، مأمون به خلافت رسيد و حكومت خود را به مرو - مركز خراسان آن روزگار - منتقل كرد . سه تغيير بنيادى به ترتيب زير به روزگار مأمون ، به دست او رخ داد : 1 - انتقال مركز خلافت .